برندگان جشنواره فیلم فجر | کاندیداتوری، بایکوت، خنده حضار

برندگان جشنواره فیلم فجر | کاندیداتوری، بایکوت، خنده حضار

برندگان جشنواره فیلم فجر | کاندیداتوری، بایکوت، خنده حضار

علی منصوری

به فاصله ۲۴ ساعت مانده تا معرفی برندگان جشنواره فیلم فجر، کاندیداهای سیمرغ های بلورین سی و ششمین جشنواره فیلم فجر اعلام شدند و افق های جدیدی پیش چشم اهالی سینما باز کردند تا خنده حضار را هم در بعضی موارد به همراه داشته باشد.

مکانیزم داوری و مسأله هنر

در تجربه و کاردانی هیئت داوران و اصولاً شخصیت هایی که در هیئت داوران قرار می گیرند شک و شبهه و ابهامی وارد نیست اما باید پذیرفت که اساساً روند داوری ها فارغ از اینکه داور کیست دچار یک مکانیزم بسیار نادرست است که علاوه بر المان های سینمایی (از جمله ابعاد صنعتی رسانه و ابعاد هنری) بسیاری از عوامل دیگر نیز در آن دخیل است که هیچ نشانی از هنر در آن نیست که یکی از پررنگترین آنها جناح بندی های سیاسی و سفارشات سیاسیون گاهی در مقام ثبوت و گاهی در مقام سلب است.

نسبت جامعه ایران با سیاست و هنر

اساساً در جامعه ی ایرانی بعد از جنبش مشروطه تلاش های زیادی برای سیاسی کردن جامعه شروع شد. این تلاش ها آنقدر زیاد بود و اوج گرفت که در تمام زمینه ها حتی عادی ترین مسائل زندگی مردم وارد شد. این اتفاق در برهه هایی با نفوذ کمونیسم و بعد از انقلاب با تسویه های زیاد در هنر نیز اتفاق افتاد.

ماحصل تمام اتفاق این است که بعد از انقلاب ما با جامعه ای روبرو هستیم که تماماً در سیاست تعریف می شود و در همه ابعاد زیستش رد پای سیاست را می یابد. این اتفاق در دنیای هنر و به خصوص سینما به علت احتیاج هنرمندان به سیاسیون در ساپورت مالی تام و تمام سینما از طرف دولت های پس از انقلاب و احتیاج سیاسیون به هنرمندان از برای مقبولیت بین مردم و طبعاً انتخاب شدنشان در انتخابات، بسیار بسیار بیشتر است.

بنابراین هیچ جای تعجبی نیست که سیاسیون به طور مستقیم و در بیشتر مواقع غیر مستقیم و از طریق سلیقه های سیاسی عوامل حاضر به مدیریت می پردازند. شاهد مثال های فراوانی بسیار واضحی نیز برای این اتفاق در دوره های زیادی وجود دارد.

عامل مهم دیگر مؤثر در انتخاب ها مسائل صنفی است. سینما هم مثل تمام اصناف دیگر که درگیر مسائل مالی است، دارای روابط خاص همکاری در زمینه های مختلف است. این مسائل در سینما که از طرفی منابع مالی نیز از سوی دولت تزریق می شود و از طرف دیگر شکل سلسله مراتبی دارد و همچنین حضور افراد در آن تنها به شایستگی مربوط نیست و نیز باندها و مافیاهای گوناگون در آن وجود دارد، دچار بده بستان های مختلف است.

اهالی سینما از این منظر یا با هم دوستان صمیمی اند یا هم باندی یا شاگرد و استاد یا مرید و مراد یا طلبکار بدهکار مالی یا طلبکار بدهکار اعتباری و حیثیتی یا هر نسبت دیگر. پس جای تعجبی نیست که هم پیاله ها و هم منافعی ها در سینما هوای یکدیگر را داشته باشند.

تمام این عوامل در کنار ساختار ضعیف و یا بهتر بگوییم بی ساختاری جشنواره فیلم فجر مخصوصاً ساختار محتوایی و همچنین مدیریت های عمدتاً ضعیف و تکنوکرات آن دست به دست هم می دهد تا بشود در صلاحیت کاندیداهای جشنواره تشکیک کرد و آن را تا حدودی حاصل چنین روندی دانست.

به طور خاص در جشنواره امسال نیز شاهد این اتفاق هستیم. جدای از اختلاف سلیقه ها شاهد اشتباهات فاحش در انتخاب کاندیداها و بایکوت عده ای در کاندیداتوری ها هستیم. و درواقع یاد گرفتیم از حضرات که می شود یک فیلم دو نقش اول داشته باشد.

چطور می شود یک فیلم دو نقش اول داشته باشد؟!

در فیلم شعیبی داستان اصلی یا داستان مهساست (با بازی سارا بهرامی) یا داستان نیلوفر (با بازی مهناز افشار) و شوهرش چطور اساتید سینمایی خود را متقاعد کرده اند که دو نقش اصلی بگذارند؟!

چطور می شود در نقش مکمل زن تمام فیلم ها و بازیگران دیگر را از نظر مخفی کرد و در فیلم بسیار ضعیفی از جهت پرداخت (اما با ایده ی بسیار درست و متین) به بازیگران محترم ایفا کننده دو تیپ بسیار معمولی و پرداخت نشده توجه کرد؟! تیپ هایی که رولشان هیچ منطق خاصی برای کارهایشان ندارند.

نقد فیلم دارکوب
نقد فیلم دارکوب

چطور می توان در تدوین، فیلمی را کاندیدا کرد که چندین دقیقه ی کاملا زائد دارد (جدای از شکل نگرفتن فیلمنامه و اصولا روند زائد بسیاری از سکانس های فیلم)، به طور مثال در سکانسی افروز (با بازی باران کوثری) مسیح (با بازی هدی زین العابدین) را از ماشین پیاده می کند و راه می افتد و هشت تا ده ثانیه در خیابان رانندگی می کند تا جاییکه بیننده بالطبع منتظر یک حادثه می شود اما در کمال تعجب کات میشود به سکانس بعدی منتقل می شود.

یا صحنه های فوتبال در آن رهاوردی جز سردرد برای بیننده ندارد. البته زمان فیلم با تمام این تمهیدات حتی به اندازه یک تله فیلم هم نمی رسد و کمتر از نود دقیقه به پایان می رسد.

چطور می شود در نقش اصلی و مکمل مرد شخصیت ها و بعضاً تیپ هایی را کاندیدا کرد که رولشان اصولاً نقش مکمل را برای شخصیت اصلی ندارند و گاهاً بود و نبودشان هیچ تاثیری در پیش برد فیلم ندارد از جمله نقش رحیم (با بازی جمشید هاشم پور) در دارکوب و آقای دانش پسند (با بازی سیامک انصاری) و نقش بی نام و نشانی که پژمان جمشیدی در سوء تفاهم ایفاگر آن بوده است.

 

آنچه از سی و ششمین جشنواره فیلم فجر آموختیم

آموختیم که می توان نقشی بازی کرد که در آن روی سکو بایستی و چهارتا حرف چارواداری بزنی و بدون هیچ تأثیری در روند فیلم کاندید هم بشوی و این واقعاً خنده دار است.

خنده دار تر آن انتخابی است که وقتی آن را اعلام کنی تمام اهالی رسانه در جمع حاضر و تمام بینندگان زنده تلوزیونی بخندند و آنقدر مبرهن است که برای رد یا اثباتش نیازی به دلیل نیست اما زحمات بازیگرانی چون ساعد سهیلی و هادی حجازی فر و اصولاً هرکسی که در فیلم لاتاری همکاری کرده را به راحتی کنار گذاشت؟!

در سینمای ایران فیلم سازها باید یاد بگیرند که با بصیرت کافی در دوره هایی فیلم بسازند که دچار بایکوت نشوند و عوامل ذکر شده مانع شایستگیشان نشود و فیلم هایی چون لاتاری که در بین فیلم های منتخب مردم در جشنواره است از همین دسته فیلم هاست.

بدون شک همین خواب زدگی عده ای از هنرمندان و عواملین جانب دار و هواخواه منافع سیاسی یا صنفی است که اختلاف عمیقی بین مردم و سینما ایجاد کرده و آنها را برخلاف ادعاهای واهی شان چندین قدم از مردم عقبتر نگه داشته تا در هر مسئله ای ابتدا منافع سیاسی و صنفی خود را بنگرند و سپس دست به هزینه کردن و یا هزینه دادن بشوند.

نمونه های این مسئله زیاد است ولی به آخرین اتفاق و امتحان به اصطلاح هنرمندان توجه خوانندگان را جلب می کنم و آن اعتراضات دی ماه ۹۶ عده ای از مردم بود که به اصطلاح هنرمندان عموماً منفعت طلب روزه سکوت گرفته بودند و هیچ حرفی در رد یا تایید آن به زبانشان نمی آمد. همان هایی که در ادوار مختلف در محافل گوناگون سیاسی حنجره پاره می کردند و سینه چاک می دادند و سیمرغ به هدف شانه های صاحبان قدرت به پرواز در می آوردند.

به هر حال سیمرغ های بلورین سی و ششمین جشنواره فیلم فجر امشب در آشیانه ی تعدادی از هنرمندان سینما آرام می گیرد اماامید است جامعه ما و به خصوص بخشی از جامعه کاسبکار سینمایی -نه بدنه ی زحمتکش فنی که هیچگاه دیده نمی شوند- روزی به جای درد هرچه بیشتر برای لمباندن منابع مالی کشور به سوی یافتن گوهر گرانبهای هنر تغییر مسیر دهد تا بتواند مردم را نیز با خود همراه کند.

علی منصوری ۲۲/۱۱/۹۶

درباره نویسنده:

«هنرلند»، گذراهالی سرزمین هنر و نخستین وبسایت پژوهشی ، تحلیلی و انتقادی جامعه فرهنگی و هنری ایران است . این وبسایت به هیچ گروه یا دسته ای وابسته نیست و از هیچ بودجه دولتی اسفاده نمی کند و دربخش خصوصی خدمتگزار دوستداران فرهنگ و هنر ایران اسلامی خواهدبود.

    مطالب مرتبط:

    پاسخ دهید:

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *