نادر گلچین درگذشت | مرغ سحر؛ مرگ و یک تولد دوباره

نادر گلچین درگذشت | مرغ سحر؛ مرگ و یک تولد دوباره

مرغ سحر؛ مرگ و یک تولد دوباره
سعید برآبادی

همزمان شدنِ تولدِ هفتاد و هفت سالگی محمدرضا شجریان و مرگِ نادر گلچین در هشتاد سالگی را مگر می شود جز به فال نیکو گرفت؟ این فالِ نیکو یادآور این واقعیت است که موسیقی ایران، درست مثل طبیعت، چهار فصل دارد؛ بهارِ رویش و تولد، تابستان به بار نشستن، پاییز انتظار و دلتنگی و حصر و زمستانِ خواب و مرگ تا تولدی دیگر. یکی می آید و آن دیگری می رود و این رسم روزگار، خاک این کشور را از عطرِ موسیقی مهجور و در حصار ما، عطراگین می کند.
هر مراسمی که امسال برای تولدِ شجریان برگزار شد، همراه با نگرانی هایی بود که او عیدِ سال قبل در ته دل ها نشاند. تصویر بیمار اما سرپای استاد، سفره های نوروزی ۹۵ را به آغاز یک مارتن نفس گیر مهمان کرد. حالا همه می دانیم که او در فراز و نشیبِ یک بیماری یا به قول خودش یک همدم و یارِ تازه است و سعی می کنیم به مناسبت های مختلف، با زنده نگه داشتن یاد و مرامش در فضای موسیقی کشور، عمر بیشتر و باعزت تر برای استاد طلب کنیم. در این میان اما شاید از یاد برده باشیم که آنچه شجریان را شجریان کرده و می کند، نه پیروی شاگردانه از او که دریافت واقعیتِ جایگاه شجریان و چگونگی رسیدن به این جایگاه است. از پرتوی همین مفهوم است که می توان امروز، یکی از دو چشم را برای تولد شجریان، شاد نگه داشت و آن یکی دیگر را گذاشت ببارد بر مرگ نادر گلچین.

نادر گلچین
به ترتیب از چپ: نادر گلچین، محمدرضا شجریان،عبدالوهاب شهیدی و حسین قوامی

اهمیت و جایگاه نادر گلچین هم درست مثل شجریان نه به خاطر فهرست گسترده ای از اساتیدی ست که او را پذیرفته و یا برایش آهنگ ساخته اند که اگر این طور بود شنیدن نام هایی چون فرامرز پایور، منصور صارمی، پرویز یاحقی، حبیب‌اله بدیعی، علی‌اصغر بهاری، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، فضل‌اله توکل، جهانگیر ملک، امیرناصر افتتاح، محمد اسماعیلی، آبتین اجلالی و منصور نریمان کافی می نمود تا او را استادی درجه یک بنامیم و از خود بپرسیم که چرا چنین شخصیتی سالها دور از رسانه و شبکه های تلویزیونی قرار گرفت و نگذاشتند صدایش و آن تلفظ دقیق واژه هایش به گوش مردم برسد. نادر گلچین اما با صدایی محزون و تلفظ دقیقی که از واژه ها می کرد، تاریخ متفاوتی برای حضور شعر فارسی در تصنیف ایرانی ساخت و این گونه است که مرغ سحرِ او عجیب شبیه مرغِ سحر شجریان خوانده شده است؛ او به کلمات یاری پریدن می داد تا از میانه قطعه بلند شوند، از قفس سینه بگذرند و به ذهن جستجوگر مخاطب وارد شوند. این چنین است که مرغ سحر، در اولین روز مهر ۹۶، مرده اما همزمان تولدی تازه یافته است. در فاصله این گردش حزن آور و شادی بخش، آنچه بیش از همه اهمیت پیدا می کند، مرور پیامی ست که این خالقان آواز در طول یک قرن موسیقی اصیل ایرانی در تلاشِ مخابره آن از حنجره خود بوده اند؛ تلاشی که از دل شعر ملک الشعرای بهار و آهنگ نی داوود بیرون آمد و به صدای ملوک ضرابی، قمرالملوک وزیری، نادر گلچین، هنگامه اخوان، هوشمند عقیلی، عبدالوهاب شهیدی، فرهاد مهراد و محمد رضا شجریان به ترانه ای ملی بدل شده و در حافظه تاریخی ایرانی ها باقی مانده است. چنین حافظه ای در این روز خاص، فرصت دارد «شرح هجران» مختصر کند و «باده آتشین» بنوشد برای روز مبادا.

درباره نویسنده:

«هنرلند»، گذراهالی سرزمین هنر و نخستین وبسایت پژوهشی ، تحلیلی و انتقادی جامعه فرهنگی و هنری ایران است . این وبسایت به هیچ گروه یا دسته ای وابسته نیست و از هیچ بودجه دولتی اسفاده نمی کند و دربخش خصوصی خدمتگزار دوستداران فرهنگ و هنر ایران اسلامی خواهدبود.

    مطالب مرتبط:

    پاسخ دهید:

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.