اولین یا آخرین اشتباه !

اولین یا آخرین اشتباه !

یک مصاحبه ۱۲ دقیقه ای کافی بود تا یک هنرمند کم حاشیه و یک خواننده مشهور موسیقی سنتی ایران را ، از بطن هنر به متن سیاست روانه کند.
مصاحبه هفته گذشته سالار عقیلی با شبکه تلویزیونی«من و تو» را باید از چند منظر متفاوت مورد بررسی قرارداد:

منظر اول:منظر توجیهی
۱- «سالار عقیلی » مانند هر هنرمند دیگری طالب دیده شدن وتحسین است.مرزهای ایران برای او کوچک آمده است و باید خود را در آن سوی مرزها نیز مطرح نماید. به این منظور باید از همه امکانات استفاده کرد.
۲-برگزاری کنسرت موسیقی در خارج از کشور علاوه برجذابیتها ومنافعی مالی که دارد،هزینه های سنگینی را هم می طلبد به خصوص آنکه این تبلیغ از یک شبکه تلویزیونی مشهور باشد . به دلیل همین چالشهای مالی است که باید از همه ظرفیتهای تبلیغی خارج ازکشور برای تبلیغ وپرکردن سالنهای اجرای کنسرت استفاده کرد.
۳-بنا به گفته سالار عقیلی در گفتگوبا شبکه «من و تو» هنر موسیقی مدیون شاعران بزرگی همچون حافظ ومولانا وسعدی وجامی است که باید به آنها ادای دین کرد و این کنسرتها به عنوان ادای دینی به این بزرگان محسوب می شود.

منظر دوم :منظر مخالفت

ازاین منظر  می توان حضور سالار عقیلی در شبکه « من وتو » را به شدت محکوم کرد زیرا:

۱-شبکه «من و تو» یک شبکه شاخص ضدانقلاب است که گرایشهای بارز سلطنت طلبانه آن کاملا این شبکه را از شبکه های سرگرم کننده دیگر فارسی زبان متمایز کرده است.شرکت در برنامه های این شبکه از سوی این خواننده مشهور به هردلیل که صورت گرفته باشد نوعی دهن کجی به انقلاب اسلامی محسوب می شود.

۲- شبکه «من وتو» مورد حمایت لابی های بهائیت است به همین دلیل حضور سالار عقیلی در مجموعه ای که با مدیریت بهائیان اداره می شود غیرقابل قبول است.

۳-عکسهای منتشر شده از حاشیه های حضور سالار عقیلی در شبکه «من وتو » نشان می دهد که موضوع از یک حضور ساده فراتر است و گردانندگان این شبکه وحتی شبکه bbc به عنوان پدرمعنوی آن حداکثراستفاده تبلیغی را از حضور وی در این شبکه برده اند به نحوی که جمع مختلطی از زنان بی حجاب گرداگرد وی وعکسهای یادگاری گرفتن وانتشار سریع و وسیع آن درفضای مجازی درکنار حضور چهره ای مانند بهزاد بلور (مجری بدنام برنامه بلوربنفش شبکه bbc)در پشت صحنه شبکه «من وتو» نشاندهنده برنامه ریزی حساب شده ای دارد که غفلت سالار عقیلی از آن مایه تأسف است.

photo200385062610512107

منظر سوم:منظر عقلانیت

از این منظر باید دوطیف اصلی را مدنظر قرارداد :

طیف اول:

سالار عقیلی و گروه «صور» برای اجرای موسقی با عنوان «یارمست» ساخته مجید مولانیان درژانویه ۲۰۱۶ از «روتردام هلند» یک تور هنری شروع کرده که قرار است در چند کشور اروپائی کنسرتهائی برگزار نماید.بدون داشتن نگاه ایدئولوژیک و ازدید حرفه ای استفاده از همه ابزارهای رسانه ای برای تبلیغ وکشاندن مشتریان به سالن اجرای کنسرت یک منطق عقلانی است.

بنابه نقل قول مستقیم سالار عقیلی درمصاحبه با شبکه «من وتو » بزرگترین چالش کنسرتهای خارج از کشور هزینه های برگزاری این کنسرتهاست. عقل حکم می کند که ازهرابزاری برای کسب درآمد ورسیدن به سود استفاده کرد. وقتی شبکه «من وتو» درقبال حضور خواننده گروه دراستودیو حاضر به اختصاص  وقتی حدوداً ۱۲ دقیقه ای برای توضیح درباره برنامه های این توراروپائی می شود ،منطق اقتصادی حکم می کند این فرصت را نباید از دست داد ولو اینکه تازه از سفررسیده باشی و وقت کافی جهت استراحت وسبک وسنگین کردن تبعات این حضور رانداشته باشی. اینجا داد وستد سودآوری وجود دارد که نباید ازآن گذشت.

طیف دوم:

مسؤلان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران طیف دومی هستند که از منظر عقلانیت به مسأله نگاه می کنند. سالار عقیلی بدون شک یکی از سرمایه های انسانی موسیقی اصیل ایرانی در این سالها به شمار می رود. پس از ماجراهای سال۱۳۸۸ وممنوع شدن پخش صدا وتصویر محمدرضا شجریان  از رسانه ملی ،تصنیفهای ملی ومیهنی شورانگیزی با صدای سالار عقیلی از صداوسیما پخش شده است .اقبال رسانه ملی به صداوتصویر این خوانننده به نوعی دلگرمی ایشان را از ظهور نسل جدیدی از خوانندگان مقبول عمومی برای پخش آهنگهای شورانگیز در بحبوحه های حساس تبلیغات سیاسی نشان می دهد. صدای سالار عقیلی زینت بخش بسیاری از کلیپهای تبلیغاتی انتخابات درمقاطع مختلف می شود و تیتراژ سریالی همچون معمای شاه به وی سپرده می شود. با این اوصاف عقلانیت حکم  می کند موضوع حضور سالار عقیلی در شبکه « من وتو » به گونه ای متفاوت از حضور بقیه هنرمندانی تلقی شود که درهمین هفته های گذشته با شبکه های ماهواره ای دیگر همکاری خود را آغاز کرده اند. اساسا سالار عقیلی با شبکه من وتو همکاری نکرده است او فقط به عنوان مهمان در استودیوی یکی از برنامه های این شبکه حاضر شده است بنابراین عقل حکم می کند که این اشتباه تاکتیکی سالار عقیلی به نحوی توجیه ونادیده گرفته شود.ازاین رو علی رغم واکنشهای سریع و شدید ماههای اخیر مسؤلان صداوسیمابه اشتباهات عوامل برنامه سازی همچون علی ضیا یا عمو فیتیله ای ها ،این بار صداوسیما خویشتنداری بیشتری از خود نشان داده است ودست کم تا روز دوشنبه ۵ بهمن ماه همچنان صدای سالار عقیلی بر روی تیتراژ سریال معمای شاه پخش شده است. «وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی» هم که درابتدا خبرهائی مبنی بر حذف سالار عقیلی از بخش مسایقه جشنواره موسیقی فجر،به نقل از مسؤلانش به گوش می رسید اخیراً اظهار نظر نهائی درباره اعمال محدودیت برای نامبرده  را به بازگشت وی از توراروپائیش وادای توضیحات موکول کرده است.

این نگاه و واکنشهای مسؤلان فرهنگی نظام را نیز می توان از منظر عقلانیت توجیه نمود.

منظر چهارم: منظرانتقادی

دراین منظر سعی گردیده از دونظریه مهم ارتباطات به این مقوله نگاه شود:

۱- مارشال مک لوهان جمله مشهوری دارد که مبنای نظری تحلیلهای مختلفی در  علوم ارتباطات  قرار گرفته است . او معتقداست:

«رسانه همان پیام است».

او رسانه را تنها یک مدیوم برای ارسال پیام از گیرنده به مخاطب نمی داند بلکه رسانه را خود پیام می داند. هرچند دادن اصالت به رسانه به عنوان پیام خود مورد انتقاد برخی از تحلیگران علوم ارتباطات اجتماعی قرار گرفته است اما منطق این همانی«رسانه» با «پیام» می گوید، این مهم نیست که آقای عقیلی با چه انگیزه ای به استودیوی شبکه «من وتو» پاگذاشته است ؛ نفس حضور وی در رسانه ای مانند «من و تو» حامل پیام است. در جهان متکثر امروزی هر رسانه ای می تواند خود پیام باشد. تلویزیون« المسیره » خود یک پیام است و آن مقاومت دربرابر هجوم سعودی ـ تکفیری به مردم یمن است. به همین دلیل این شبکه هدف اصلی بسیاری از حملات هواپیماها یاموشکهای سعودی قرارمی گیرد و تک تیراندازان داعش هرکجا در انتظار شکار خبرنگاران این شبکه هستند چرا که پیام مقاومت باید خاموش شود. حضور دراین شبکه خود به معنای پیام مقاومت است.پیام حضور سالار عقیلی در شبکه «من وتو» چیست؟ نیاز به شهرت؟ مشکل مالی یا و یا و یا؟

آیا اسپانسرهائی که سالار عقیلی را از تهران تا اروپا برده اند،نیازمند کمک مالی هستند؟آیا سالارعقیلی  برای پرکردن یک سالن موسیقی که دربهترین حالت ۴ ،۵ هزارنفربیشتر درآن نمی گنجند،نیازمند معرفی برنامه کنسرت خود در یک شبکه تلویزیونی است ؟ شاید ازمنظر عقلانیت پاسخ همه این پرسشها مثبت باشد اما ازمنظر « این همانی» پیام و رسانه ،نفس انتخاب شبکه « من وتو »حامل پیامهای دیگری است که با خوش بینی باید گفت سالار عقیلی از آن آگاه نبوده است. پیامهائی که به مشروعیت بخشی  رسانه معاندی مانند «من وتو» کمک می نماید.

۲-  بنا به اعتقاد آنتونیو گرامشی ،نظام سلطه برای تثبیت حاکمیت خود علاوه برنهادهای اجتماعی همچون نهادهای آموزشی ،مدارس،خانواده ،کلیسا ونظایر آن رسانه های جمعی را نیز به عنوان مهمترین ابزار ترویج و تسلط حاکمیت ایدئولوژیک خود به کار می گیرند.این رسانه ها همه ابزارهای تبلیغی را نه تنها درجهت تبلیغ ،بلکه درجهت اقناع مخاطب نسبت به ایدئولوژی صاحبان قدرت به کار می گیرند. او این پدیده  را  «هژمونی» می نامد. اگر شبکه من و تو را بخشی از امپراطوری رسانه ای نظام سلطه بدانیم استفاده از «سالار عقیلی » به عنوان یک هنرمند موجه از دیدگاه عمومی مردم ایران وسیله مناسبی برای تثبیت هژمونی فرهنگی به شمار می رود. استراتژی های شبکه «من و تو» مانند قطعات یک پازل ،خود بخشی از پازل بزرگتری است که نظام سلطه برای القای ایدئولوژی خود بر جامعه ایرانی درست کرده است.

کارشناسان در مطالعه درازمدت بر روی این شبکه ،بر تداوم حرکت حرفه ای این رسانه با استفاده از استرانژی های زیر تأکید می کنند:

۱: نوستاژی سازی از دوران شاه
۲: نسل آینده ایران را عوض می کند
۳: با تغییر در ایران، مذهبی ها مورد تعرض قرار نمی گیرند
۴: تغییر در ایران الزاما به انقلاب نیاز ندارد
این استراتژیها وپیامها با استفاده از تاکتیکهای مختلفی جذاب وباور پذیر جلوه می کند:

اولاًپخش بهترین آثار روز تلویزیونی به عنوان بهترین عامل برای همراهی مخاطب.

ثانیاً استفاده از نیروهای جوان در مقابل دوربین و بهره مندی از نیروهای حرفه ای و کارآزموده در پشت دوربین و اسفاده از کارشناسان با تجربه در اتاق فکر

ثالثاً توجه به ظرفیتهای قابل دستیابی در داخل ایران به عنوان سرمایه ای عظیم از روشنفکران،هنرمندان،نویسندگان وروزنامه نگاران ایرانی

اشتباه «سالار عقیلی» فرصت مناسبی برای شبکه «من وتو» به عنوان بخشی از نظام موردنظر فراهم کرده است تا بتواند قدرت رسانه ای خویش را بیشتر کند واگر نتواند به جذب وی بپردازد حداقل کاری که کرده است قدرت هژمونیک انقلاب اسلامی را در استفاده از نیروهای انسانی متبحر کاهش داده است. اینجاست که مسؤلان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران باید به بهترین نحو عمل نمایندتا مبادا اشتباهی که درماجرای «استاد محمد رضا شجریان »هردو طرف یعنی هم استاد و هم صداوسیما توأمان مرتکب شدند،دوباره تکرار شود.

باید پذیرفت همه نهادها ،سازمانها وارگانهای درگیر مسائل فرهنگی وهنری کشور در اجرای اهداف استراتژیک جمهوری اسلامی ایران درحوزه فرهنگ وهنر دچار خطاها ،لغزشها،رمسامحه ها و سهل انگاری هائی بوده اند که به یک بیماری مزمن در فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شده است ـ دراین مقال فرصت پرداختن به آن فراهم نیست ـ و اگر هرچه زودتر به تشخیص ومعالجه صحیح آن نپردازند ،راه را برای استفاده بیشتر نظام سلطه از ظرفیتهای نیروی انسانی متخصص فرهنگی و هنری آماده و کارآزموده ،هموارتر کرده اند.

دیگر دوره آزمون وخطا سپری شده است اکنون اولین اشتباه ممکن است آخرین اشتباه باشد؛ هم برای هنرمند، وهم برای برنامه ریزان فرهنگی وهنری.

درباره نویسنده:

دانشجوی دکتری فرهنگ وارتباطات،کارشناس ارشد روزنامه نگاری،کارشناس ارشد تحقیق درارتباطات جمعی،تهیه کننده-نویسنده وکارگردان رادیو وتلویزیون

    مطالب مرتبط:

    پاسخ دهید:

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.