الفبای مرگ | نقد رمان جنائی مهرداد مراد

الفبای مرگ | نقد رمان جنائی مهرداد مراد

الفبای مرگ نام رمانی است به قلم مهرداد مراد که در ژانر جنایی نوشته شده است. در بخش معرفی کتاب این هفته با نویسنده این کتاب آشنا و بخشی از کتاب را خواهید خواند همچنین نقد یکی دیگر از نویسندگان این ژانر را درنقد کتاب الفبای مرگ تقدیمتان می کنیم.

آشنایی با نویسنده رمان الفبای مرگ، مهرداد مراد

پنج سال قبل رمان نویسی را آغاز کرد. مهرداد مراد با خلق داستان «مرا به فردا برسان» اعلام کرد که فقط در زمینه ژانر جنایی خواهد نوشت و با داستان نیمه بلند «قلب های بی تپش» و به دنبال آن رمان بلند «الفبای مرگ» ادعای خود را ثابت کرد.

مهرداد مراد علاوه بر نویسندگی، ترجمه هم می کند و به دو زبان انگلیسی و فرانسه تسلط دارد. شغلش پژوهشگری است و عقیده دارد که یکی از دلایل عدم استقبال نویسندگان و همینطور مخاطبین از ژانر جنایی و پلیسی عدم آگاهی از این نوع پیچیده داستانی است. به همین دلیل در رسانه های مختلف چاپی و دیجیتالی از جمله خبرگزاری مهر از تنوع و گستردگی این ژانر می نویسد و می کوشد تا حد ممکن خواننده ها را با این گونه مهیج آشنا کند. او می گوید ژانر جنایی با ۱۵۰ سال سابقه هنوز جزو پرفروش ترین آثار دنیاست و این فقط به خاطر انعطافی است که از خود نشان می دهد و نمی گذارد تا برای دیگران تکراری باشد.

متأسفانه این گونه ادبی بیشتر از نیم قرن است که برای مردم ایران به روز نشده و اطلاع چندانی از نویسندگان مطرح و معاصر دنیا در دست نیست. آخرین رمان قبل از انتشارش “رازهای شبانه من” نام دارد که مراحل ویرایش را سپری می کند و در ژانر معمایی و جنایی نگاشته شده است.

برشی از رمان الفبای مرگ

سرشار با رویی سرخ و عرق زده به دفتر مافوقش پا نهاد و بعد از یک احترام سرسری روی صندلی نشست. با اشاره چشم از ماهان اجازه گرفت تا سیگاری بکشد. اولین کامی که گرفت، خم شد و آرنج هایش را روی زانوان گذاشت. حلقه حلقه دود که بیرون می داد از دهان، سرش را بالا گرفت. ماهان خیره به او نگاه می کرد و منتظر بود.
– چرا همیشه نقش پلیس بد رو به من میدی؟
ماهان چشم برنداشت از چشمان براق سرشار. با صندلی گردان تنش را چرخاند و پاهایش را زیر و رو کرد. دستی به زیر چانه برد و پرسید:
– خُرّم کجاست؟
– قرار شد نیم ساعت بعد از من بره تو.
– چیزی اقرار نکرد؟
– هیچی. من این آدما رو خوب می شناسم. خیلی سخت مقر میان.
سرگرد نگاهی به ساعتش انداخت و از جا بلند شد. سرشار به احترام او از جا برخاست اما همچنان مشغول دود سیگار بود. مافوقش کت خود را از روی جالباسی برداشت و پوشید. بارها او را در این حالت دیده بود. پرونده های پیچیده او را آنچنان به فکر فرو می بردند که گاه حضور افراد را حس نمی کرد. اصلاً همین حس باعث می شد تا گاهی به خود جرئت داده و در حضورش سیگار بکشد. ماهان خودش دودی نبود و به کسی هم اجازه نمی داد، فضای دفترش را آلوده کند اما در این شرایط گویی کسی را نمی دید.
– من می خوام برم خونه. با خُرّم همینجا می مونید و به نوبت ازش بازجویی می کنید. نه خودتون می خوابید نه می گذارین اون بخوابه. صبح که برگشتم، می خوام اعترافش روی میزم باشه.
– اگه اون قاتل نباشه چی؟
– بهتره یه سرنخ جدید به دست آورده باشید.
مقابل در که رسید با معاونش سینه به سینه شد. دست راستش، محکم شانه سرشار را فشرد و لبخندی زورکی تحویلش داد.
– تو ذاتاً یه پلیس بدی، سرشار. نیازی نیست تا بخوای نقش بازی کنی. منم هیچوقت دلم راضی نمیشه نقش پلیس خوب رو تقدیمت کنم.

مهرداد مراد

نقد خانم لاله زارع (نویسنده رمان پلیسی جمجمه جوان) در باره رمان الفبای مرگ

رمان الفبای مرگ اثر مهرداد مراد، داستان قاتلی خودسر است که شروع کرده به کشتن اراذل و اوباشِ شهر تهران. قربانیان همه با شلیک اسلحه کشته می‌شوند. ماموران دایره‌ی قتل تلاش می‌کنند بفهمند این قاتل خونسرد به چه انگیزه‌ای دست به چنین قتل‌عام‌های فجیعانه‌ای می‌زند.

داستان از زاویه دید ماموران پلیس روایت می‌شود و خواننده خط اصلی داستان را به جز در یکی دو صحنه از زاویه دید پلیس دنبال می‌کند. اولین ویژگی قابل توجه این رمان فضای باورپذیر اداره‌ی پلیس ایران است چیزی که قبل‌تر به ندرت در ادبیات ایران دیده شده و همین باعث می‌شود مخاطب باور کند این اتفاقات واقعاً در یک گوشه‌ی تهران اتفاق افتاده‌اند و نه مثلاً در امریکا یا اروپا.

ویژگی دیگر الفبای مرگ شخصیت‌پردازی‌های ملموس آن است. ماموران پلیس در این داستان ابرقهرمان‌هایی در پی اجرای عدالت نیستند بلکه آدم‌هایی هستند با تمام خصوصیات آدمیزاد. هرکدام از پلیس‌ها ویژگی خاص خود را دارند و نویسنده با نقب زدن به زندگی شخصی آن‌ها به خوبی نشان می‌دهد که یک پلیس ایرانی در شرایط بحران‌زای کاری چه وضعیتی دارد و در ادامه همین پلیس موقع پناه بردن در حفره‌ی خصوصی و زندگی خانوادگی با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کند. همین است که مضمون عدالت را مخصوصاً در فضای بومی ایران رنگ و بوی تازه می‌بخشد.

اما همچنانکه هر رمان جنایی بایستی از پیرنگ قوی و معمایی جذاب برخوردار باشد، مهرداد مراد نیز معمایی قابل تامل طرح‌ریزی کرده که علاوه بر آنکه خواننده را مدام دنبال سرنخ‌های تازه می‌فرستد اما به خوبی توانسته یک قدم از او جلو بزند. دو سویه بودن معما که به نوعی به نارسایی سیستم قضایی ایران در تحقق عدالت اشاره می‌کند این اثر را یک پله از رمانی صرفاً معمایی و سرگرم‌کننده بالاتر می‌برد. رمان الفبای مرگ را نشر داستان به بازار نشر عرضه کرده است.

درباره نویسنده:

نویسنده، داستان نویس

    مطالب مرتبط:

    پاسخ دهید:

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.